ای کاش {نوشته ای از این جانب}

دل نوشته ای از خودم:

یک روز را که تجربه میکنی صدای چهچه بلبل که میشنوی روشنی که میبینی بعد تاریکی است خورشید غروب میکند من نمیدانم چرا لحظه ی رفتن  خورشید لحظه ی مرگ روز خون بار است گویی اسمان خنجری فرو کرده در دل خورشید و خورشید قد خم میکند ومیرود دوست دارم فریاد بزنم نرو مقاومت کن بایست فکر کسانی باش که بی تو شب را تجربه میکنند اما رفت با همه ی عظمتش رفت و نتوانست دوام بیاورد و رفت ولی همه دیدند مرگش را دیدند در اسمان خونی پاشید و تو رفتی و بعد از تو خوشی معنایی نداشت مگر نگفته اند بعد از یک روز دیدن تو تو خواهی رفت تورا ندیدم چرا رفتی؟؟؟؟؟ مگر نمی گویند بعد از خوشحالی غم می اید ولی من از ان روزی که چشم باز کردم غم دیدم  میشود کسی برایم بگوید خوشبختی چگونه است ؟روز چه شکلی است ؟نور چه رنگی است انسان وقتی غم دارد در اغوش خداست اما چون شب است نمی بیند در اغوش کیست  اغوش گرمی طلب میکند واحزنا که نمیبیند در اغوش خداست وگرنه در این اغوش گرم ارام می گرفت می گویند حتی در شب تار و تاریک هم مهتابی هست اگر اسمان را نگاه کنی مهتاب را میبینی مهتاب من نیست  من  اسمان را صد بار نگاه کردم مهتابم را ندیدم  مهتاب من کجایی؟همه شب را تحمل میکنند چون مهتاب دارند و به عشق مهتاب  شب را تحمل می کنند و چه سخت است که من مجبورم شب را تحمل کنم ولی  مهتابی ندارم  که دلخوشی ام باشد امید تحمل این شب هایم باشد مگر نمی گوند زندگی امید است حالا که  من امیدی ندارم ماهی برای زندگی ام نیست زندگی ام هم معنایی ندارد فقط یک توفیق اجباریست که باید ان را تحمل کنی شکنجه های این زندگی را مجبوری تحمل کنی پیش هر مهتابی که میروم یا اندکی بعد از کنارم میرود یا انکه دیگران ان را میدزدند مگر نگفته اند دزدی حرام است پس چرا مرا یعنی تنها امید مرا برای زندگی دزدیدیدو هیچ کس کاری نکرد و حتی می گویند گناهی نیست مال و ثروت که نباشد به انسان زیان میرسد پس دزدی حرام است نه مهتاب شب تاریکت خوب من هم میگویم اگر مهتابم را بدزدید زیان می بینم و این جرمش سنگین است که جرمش اعدام است چون مرا کشتید با این دزدی حالا میروم و مانند دخترکان یتیم زانوی غم بغل میگیرم بهانه میگیرم و هیچ کس به من توجهی نمی کند ومن تنها میگریم.................

/ 2 نظر / 11 بازدید
عاطفه

واي ليلاجون منوغافل گيركردي خيلي خوشحال شدم عزيزم [قلب][دست]

افسانه ریوندی

در ناامیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است