دل نوشته:

دل نوشته:

درد من دوایی ندارد میگویند فقط مرگ است که چاره و دوایی ندارد اما درد من دختر بودن است درد من این است که نمیخواهم جنس باشم پشت ویترین نمیخواهم زور بشنوم نمیخواهم غلامی باشم حلقه به گوش مردان نمیخواهم سایه ی سنگین شک و تردید تا گور همراهم باشد نمیخواهم خواهم خسته شوم از سوال و جواب نمی خواهم از خود بگذرم به خاطر موجودی به نام مرد نمی خواهم درس خواندنم تنها بهانه ای باشد برای ازدواج نکردنم نمی خواهم برای قدم زدن و تفریح و حتی برای زمانی که دلم گرفته تنها گوشه ی تاریک اتاقم پناهگاهم باشد نمی خواهم بشنوم که چگونه زندگی کنم چه کنم و چه نکنم اخر مگر غیر از این است که من یک بار زندگی میکنم نمی خواهم ان یک بار هم برایم شکنجه باشد نمی خواهم عروسکی باشم به دست جماعتی نادان میبینید درد من مرگ نیست ولی چاره ای ندارد

دل نوشته ای از لیلا ریوندی

/ 25 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

سلام بر دوست گل خودم لیلا جون پس نوشته های بعدیت کو؟؟؟؟؟ منتظرما [گل][گل][قلب][قلب][گل][گل]

عاطفه

سلام لیلا جان چرا دیگه سرنمیزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[گل]

کامران زارعی نیا

سلام خوشحال می شوم برای خواندن شعرم بیایی نظر انتقادی شما باعث خوشحالی است شاد باشی و شاداب

محمد

سلام... منو فراموش کردی؟[ناراحت]

ساسان

اهل باران / اهل دریا / اهل اندوه غروبیم / از دیار شعر و شرجی / از کویر و از جنوبیم / از کویر خشک و خالی / از جنوبی خرد و خسته / سرو آزادی کشیده / بال پروازی شکسته .) سلام عزیزم مطلبت قشنگی بود. خوشحال میشم به من هم سر بزنی. منتظرم

amirreza

سلام میای همو بلینکیم

ایمان

سلام عزیزم هپم زود بیا[منتظر][منتظر][بغل]

ناصر

سلام ديدم کسي در ميزند . در را گشودم سوي او . ديدم غم است در ميزند غم با همه غم بودنش هر شب به من سر ميزند اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با همه غم بودنش هر شب به من سر ميزند ليلا بهم سر نمي زني [سوال]

لیلا

لیلا جان نوشته هات زیبایند ولی پر از غم و ناامیدی هستن امیدوارم لنگر کشتی زندگیت تو دریای خوشبختی بیفته تا همیشه شاد باشی